پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۱/۲۵ - ۳:۴۷ ب.ظ - likemoon -
از قل مراد می پرسن آرزوت چیه؟؟؟
میگه : دکتر شم از اتاق عمل بیام بیرون بگم
واقعا متاسفم
از کلیه کسانی که به علت جهاد اقتصادی توانایی فرستادن اس ام اس را ندارند تک زنگ هم
پذیرفته می شود
موضوع انشا غضنفر اینا :
تا به حال احساس غیر قابل توصیفی داشته اید؟
آن را توصیف کنید !
پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم
دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه !
به دلیل گرانی نان بازی نون بیار کباب ببر غیر قانونی اعلام شد!
توی مترو خانومه به غضنفر سلام میکنه
غضنفرمیگه : به جا نمیارم !
خانومه میگه : شما پدر یکی از بچه های من هستید !
غضنفر با خجالت میگه : شما همون دوست قبلی من نیستین !؟
خانومه سرخ میشه میگه : نخیر ، من معلم ریاضی دخترتون هستم !
یه روز معلم به شاگرداش می گه بچه ها بیاید بریم برای اومدن بارون دعا کنیم
بچه ها گفتن دعای ما که بر آورده نمی شه
معلم می گه چرا ، دعاهای شما بر آورده می شه
بچه هام گفتن اگه دعای ما بر آورده می شد تو الان مرده بودی
به لره میگن چی میشه که زلزله میاد ؟
میگه هیچی بابا خدا پی ام میده کسی جواب نمی ده اونم بوز میزنه !
غضنفر دخترش بچه دار نمیشده ، هرچی دوا درمون میکنن جواب نمیده
آخرش شوهرش میدن !
دیوانه اولی: کی اومدی؟
دیوانه دومی: پس فردا
دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده
دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم !
بزرگترین حماقت انسان در زندگی, لبخند زدن به کسیه که ارزش لگدم
نداره…!
معلم: بگو ببینم آفریقا کجاست؟
شاگرد: (با گریه) آقا اجازه، چرا هر وقت یک چیزی گم میشه از من می پرسید!؟
امیدوارم لحظه ای رو شاد شده باشید 