قل مراد تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه براش شش ماه زندون در میاد
تو برره مانور مي ذارن... دشمن فرضي پيروز ميشه
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نميتوني بري؟
يه روز يه خانمي زنگ ميزنه به دكتر ميگه : آقاي دكتر به دادم برسيد بچه ام مداد قورت داده .
دكتره ميگه : من همين الان ميام . خانمه ميگه : دكتر تا اون موقع چي كار كنم ؟
دكتر ميگه : تا اون موقع ميتونين با خودكار بنويسين
يه روز غضنفر داشت به راديو گوش ميكرد . راديو ميگفت : مسير آزادي به امام حسين بسته اس . مسير انقلاب به امام حسين بسته است .
غضنفر ميگه : بسته هست كه بسته هست حالا چرا اينقدر قسم ميخوري !
دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوب بود من يه سكه ميندازم پائين ..
شب ميشه . دختره يه سكه ميندازه پائين . ولي هر چقدر صبر ميكنه مي بينه پسره نمياد بالا
سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟
پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم .
دختره ميگه :بيا بالا . بهش كش بسته بودم . الان تو دست خودمه !
مصدر سین ميره مكه و ميگه : خدايا , توبه , ديگه واسه غضنفر جوك نميگم..
همون لحظه غضنفر مياد ميگه : آقا , ببخشيد قبله كدوم طرفه ؟
مصدر سین چشمهاش شيش تا ميشه . ميگه : خدا , ببين كرم از خودشه ها ....
غضنفر زنش رو طلاق ميده
همه بهش ميگن : بابا , طلا خانوم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي ؟
غضنفر با عصبانيت ميگه : غلط كرده . تازه فهميدم كه چقدر عوضي بود . ديروز بازار بودم همه ميگفتن : طلا كشيده پائين !
غضنفر ماشينش پنچر ميشه شروع ميكنه از اگزوز ماشين فوت كردن دوستش مياد بهش ميگه همين كاره رو ميكنين ديگه.......... مگه نمي بيني شيشه ماشين پايينه؟
به وبلاگ خودتون خوش آمدید