لحظههای شادی دلهای ما آغاز شد
باز ذکرِ حمد حقِ با سینهها دمساز شد
امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا
غنچهای از گلشن آل محمد باز شد
در دلم انداخته حالِ رجا و بيم را
جذبه ذِي القَعده آتش مي زند تقويم را
دارد امشب از شمالِ شرق احسان مي وزد
مي شناسد اين گدا سلطانِ آن اقليم را
مي شود آقا بدان زائر سرا راهم دهد؟
مي نشينم تا محقق سازد اين تصميم را
يا رضا(ع)! اذن دخول ماست، نام مادرت
مرحمت کن رخصت پا بوسي و تعظيم را
دوري از ايوان طلايت، نقره داغم کرده بود
خوب شد کندم ز دل اين غُده بدخيم را
پاي سقّا خانه ات مخلوط کردم در سبو
زمزم تکريم را و چشمه تسنيم را
گوشه دارالشّفايِ پنجره فولادِ تو
خوب مي شد نذر مي کردم همه هستيم را
بايد اسماعيل را در طوس قرباني کند
بيرق سبز رضا، قصدِ هلاکم داشت ...حيف
کاش بالا برده بودم پرچم تسليم را
نغمه مستشار احمدی
به وبلاگ خودتون خوش آمدید