عذر میخوام به خاطر یه سکوت طولانی
حالا بریم سر لطیفه های جدید
غضنفر از گارسون میپرسه:
عرق داری؟
گارسون آروم در گوشش میگه آره
میگه پس کاپشن بپوش تا سرما نخوری
به یکی میگن: یک جمله بساز که توش چای باشه. میگه: قوری!
اولی: با آجر، یک جمله بساز!
دومی: با آجر، خانه میسازند نه جمله!
به یکی میگن تا حالا موز خوردی ؟ میگه آره همون که هسته اش اندازه یه وجبه!!
یکی میره پیش مغازه کالای خانه میگه آقا! تلویزیون رنگی دارین؟ مغازه دار میگه آره داریم چه رنگشو میخوای؟
در تيمارستاني ميخواستند ديوونه ها رو امتحان كنند, زير چراغي يك ميز گذاشتند و روي آن مقدار زيادي روغن ريختند و ازشون خواستند يكي يكي بروند روي ميز و چراغ رو عوض كنند ديوونه ها يكي يكي بالا رفتند و خوردند زمين. يكي از ديوونه ها كاغذي گذاشت روي ميز و لامپ رو براحتي عوض كرد, همه برايش كف زدند و علت كارش را پرسيدند گفت : والله قدم نمي رسيد كاغذ رو گذاشتم زير پام تا قدم بلندتر شود
ازغضنفر مي پرسن: چرا وسط قرص ها خط تيره گذاشتن؟ ميگه: واسه اينکه اگه با آب پايين نرفت، با پيچ گوشتي سفتش کنند
به وبلاگ خودتون خوش آمدید